ترانزيستور از سه لايه نيمه
هادي در كنار تشكيل شده است . اين لايه ها ي نيمه هادي به دو صورت كنار هم چيده
ميشود.
نوع اولNPN (تيپ منفي)
نوع دوم PNP (تيپ مثبت)
كاربردهاي ترانزيستور:
ترانزيستورها به طور عمده در مدارهاي زير كاربرد
دارند: ....
1-در
تقويت كننده ها
2-در تثبيت كننده ها
3-در نوسان سازها (در مدارات
اسيلاتور)
4-در مدارات آشكارساز
5-در مخلوط كننده ها (مدارات
ميكسر)
6-در مدارات كليد الكترونيكي
(درمدارات سوئيچ)
7-درمدارات مدولاتور
طريقه پيدا كردن پايه هاي ترانزيستور:(با
اهم متر آنالوگ)
اهم متر را در رنج R×10 قرار ميدهيم ،يك پايه را به طور فرضي بيس در نظر ميگيريم و يك فيش
اهم متر را روي بيس قرار ميدهيم فيش ديگر را تك تك به دو پايه ديگر مي زنيم اگر
عقربه حركت كرد و همينطور با تعويض فيش عقربه حركت نكرد اين بدان معناست كه پايه
بيس را درست انتخاب كرديم ( در صورت نادرست بودن آن پايه بعدي را بيس در نظر
ميگيريم ). با مشخص شدن پايه بيس در جهتي كه بيس به دو پايه ارتباط داشت ،اگر فيش
قرمز روي بيس بود ترانزيستور مثبت واگر فيش سياه روي بيس بود ترانزيستور منفي است
.
تشخيص اميتر و كلكتور
اهم متر را در رنج R×10قرار ميدهيم سپس مقاومت بين پايه بيس و دو پايه
ديگر را اندازه ميگيريم .مقاومت پايه بيس اميتر از مقاومت پايه بيس كلكتور بيشتر است .RBE>RBC
باياس ترانزيستور
براي اينكه بتوانيم از
ترانزيستور به عنوان تقويت كننده و سوئيچ و.. استفاده كنيم بايد ابتدا ترانزيستور
را مورد تغذيه DC قرار دهيم .اين تغذيه را
باياس ترانزيستور گويند .براي اينكه ترانزيستوري شروع به كار كند بايد به صورتي
درمدار قرار گيرد كه ديود بيس اميترآن درباياس مستقيم و ديود بيس كلكتور در باياس
معكوس باشد ،در غير اين صورت ترانزيستور معكوس است .
انواع باياس ترانزيستور
الف- مستقیم یا ثابت:
این بایاسینگ ایده ال نمیباشد زیرا به علت اتلاف بالاي دما
باعث سوختن ترانزیستور میشود.
ب- تغذیه خودکار:
از این بایاسینگ هم به علت اتلاف دما استفاده ي
چنداني نمي شود
ج-بایاس سر خورد:
این بایاسینگ به عنوان ایده آل
ترین نوع بایاسینگ بوده که در مدارهای
الکترونیکی قابل استفاده مي باشد
مفهوم تقويت و تقويت كنندگي
يك تقويت كننده الكترونيكي
تقويت كننده اي است كه سيگنال ضعيفي به آن وارد ميشود و سيگنال تقويت شده اي از آن
خارج مي شود به چنين تقويت كننده اي آمپلي فاير ميگويند .
هرتقويت كننده اي 4 پايه دارد
،2 پايه ورودي و 2 پايه خروجي ، ولي ترانزيستور3 پايه دارد بنابراين در تقويت
كننده هاي ترانزيستوري ورودي به 2 پايه داده مي شود و از يكي از پايه هاي ورودي در
خروجي هم استفاده مي شود يعني يك پايه بين ورودي و خروجي مشترك ميشود بر حسب اينكه
كدام پايه مشترك باشد سه حالت داريم :
C.B : بيس مشتركيا تقويت كننده ولتاژ: اين مدار قادر به تقويت
ولتاژمي باشد.
C.C : كلكتورمشترك یا
تقویت کننده جریان:این مدار قادر به تقویت جریان مي باشد.
: C.E اميتر مشترك يا
تقويت كننده جريان و ولتاژ برابر با تقويت
توان: در این مدار هم تقویت ولتاژ و هم تقویت جریان میشود که با نام تقیت کننده
توان معروف است.
ترانزیستور چگونه کار می کند
اعمال
ولتاژ با پلاریته موافق باعث عبور جریان از یکپیوند PN می شود وچنانچه پلاریته ولتاژتغییر کندجریانی از مدار
عبور نخواهد کرد. اگر ساده بخواهیم به
موضوع نگاه کنیم عملکرد یک ترانزیستور رامی توان تقویت جریان دانست. مدار منطقی کوچکی را در نظر بگیرید که
تحت شرایط خاص درخروجی
خود جریان بسیار کمی را ایجاد می کند. شما بوسیله یک ترانزیستور می توانیداین جریان را تقویت کنید و سپس از این جریان قوی
برای قطع و وصل کردن یک رله برقیاستفاده کنید.
موارد بسیاری هم وجود دارد که
شما از یک ترانزیستوربرای
تقویت ولتاژ استفاده می کنید. بدیهی است که این خصیصه مستقیما" از خصیصه
تقویتجریان این وسیله به
ارث می رسد کافی است که جریان وردی و خروجی تقویت شده را روی یکمقاومت بیندازیم تا ولتاژ کم ورودی به ولتاژ
تقویت شده خروجی تبدیل شود.جریان
ورودی ای که که یک ترانزیستور می تواند آنرا تقویت کند باید حداقلداشته باشد. چنانچه این جریان کمتر از حداقل
نامبرده باشد ترانزیستور در خروجی خودهیچ جریانی را نشان نمی دهد. اما به محض آنکه شما جریان ورودی یک
ترانزیستور را بهبیش از
حداقل مذکور ببرید در خروجی جریان تقویت شده خواهید دید. از این خاصیتترانزیستور معمولا" برای ساخت سوییچ های
الکترونیکی استفاده می شود.
از
لحاظ ساختاری می توان یک ترانزیستور را با دو دیود مدل کرد.
ترانزستورهای اولیه از دو پیوند نیمه هادی تشکیل شده اند و بر
حسب آنکه چگونهاین
پیوند ها به یکدیگر متصل شده باشند می توان آنها را به دو نوع اصلی PNP یا NPN تقسیم کرد. برای درک
نحوه عملکرد یک ترانزیستور ابتدا باید بدانیم که یک پیوند (Junction) نیمه هادی چگونه کار می کند.
در شکل اول شما یک پیوندنیمه هادی از نوع PN را مشاهده می کنید. که از اتصال دادن دو قطعه نیمه هادی P و N به یکدیگر درست شده
است. نیمه هادی های نوع
N دارای
الکترونهای آزاد و نیمه هادینوع P دارای تعداد زیادی
حفره (Hole) آزاد می باشند. بطور
ساده می توان منظور ازحفره
آزاد را فضایی دانست که در آن کمبود الکترون وجود دارد. اگر به اینتکه
نیمه هادی از خارج ولتاژی بصورت آنچه در شکل نمایش داده می شود اعمال کنیم درمدار جریانی برقرار می شود و چنانچه جهت ولتاژ
اعمال شده را تغییر دهیم جریانی ازمدار عبور نخواهد کرد چرا؟این پیوند نیمه هادی عملکرد ساده یک دیود
رامدل می کند. همانطور
که می دانید یکی از کاربردهای دیود یکسوسازی جریان های متناوبمی باشد. از آنجایی که در محل اتصال نیمه هادی
نوع N به P معمولآ یک خازن تشکیل میشود پاسخ فرکانسی یک پیوند PN کاملآ به کیفیت ساخت و اندازه خازن پیوند بستگی دارد. به همین دلیل اولین دیودهای ساخته شده توانایی کار در فرکانسهای
رادیویی - مثلآبرای
آشکار سازی - را نداشتند.
معمولآ برای کاهش این خازن
ناخاسته، سطحپیوند
را کاهش داده و آنرا به حد یک نقطه می رسانند. منحنی
رفتار یک دیود در هنگام اعمال ولتاژ مثبت
در مطلب قبلکلیاتی راجع به ترانزیستور بیان کردیم همچنین
گفتیم که اگر به یک پیوند
PN ولتاژ
با پلاریته موافق متصل کنیم جریان از این پیوند عبور کرده و اگر ولتاژ رامعکوس کنیم در مقابل عبور جریان از خود مقاومت
نشان می دهد. برای درک دقیق نحوهکارکرد یک ترانزیستور باید با نحوه کار دیود آشنا شویم، باید اشاره
کنیم که قصدنداریم
تا به تفضیل وارد بحث فیزیک الکترونیک شویم و فقط سعی خواهیم کرد با بیاننتایج حاصل از این شاخه علمی ابتدا عملکرد دیود و
سپس ترانزیستور را بررسی کنیم.همانطور
که می دانید دیود ها جریان الکتریکی را در یک جهت از خودعبور می دهند و در جهت دیگر در مقابل عبور جریان از خود مقاومت
بالایی نشان میدهند.
این خاصیت آنها باعث شده بود تا در سالهای اولیه ساخت این وسیله الکترونیکی،به آن دریچه یا Valve هم اطلاق شود.از
لحاظ الکتریکی یک دیود هنگامی عبورجریان را از خود ممکن می سازد که شما با برقرار کردن ولتاژ در جهت
درست (+ به آند و - به کاتد) آنرا آماده
کار کنید. مقدار ولتاژی که باعث میشود تا دیود شروع به هدایتجریان الکتریکی نماید ولتاژ آستانه یا (forward voltage drop) نامیده می شود کهچیزی حدود 0.6 تا 0.7 ولت می باشد. به شکل اول
توجه کنید که چگونه برای ولتاژهایمثبت - منظور جهت درست می باشد - تا قبل از 0.7 ولت دیود از خود
مقاومت نشان می دهدو سپس
به یکباره مقاومت خود را از دست می دهد و جریان را از خود عبور می دهد.
نماد
فنی و دو نمونه از انواع دیوید
اما هنگامی که شما ولتاژ معکوس
به دیود متصل می کنید (+ به کاتدو - به آند) جریانی از دیود عبور نمی کند، مگر جریان بسیار کمی که به
جریان نشتی یا Leakage معرف است که در حدود
چند µA یا حتی کمتر می
باشد. این مقدار جریان معمولآدر اغلب مدار های الکترونیکی قابل صرفنظر کردن بوده و تاثیر در رفتار
سایر المانهایمدار
نمیگذارد. اما نکته مهم آنکه تمام دیود ها یک آستانه برای حداکثر ولتاژ معکوسدارند که اگر ولتاژمعکوس بیش از آن شود دیوید می
سوزد و جریان را در جهت معکوس همعبور می دهد. به این ولتاژ آستانه شکست یا Breakdown گفته می شود.دردسته بندی اصلی، دیودها را به سه قسمت اصلی تقسیم
می کنند، دیودهای سیگنال
(Signal) که
برای آشکار سازی در رادیو بکار می روند و جریانی در حد میلی آمپر از خود عبور میدهند، دیودهای یکسوکننده (Rectifiers) که برای یکسوسازی جریانهای متناوب بکاربردهمی شوند و توانایی عبور جریانهای زیاد را دارند و
بالآخره دیود های زنر (Zener) کهبرای تثبیت ولتاژ از آنها استفاده می شود. استفاده
از دیود سیگنار در مدار رله برای جلوگیری ازایجاد ولتاژهای
ناخواسته زیاددر
ادامه بحث نحوه کارکرد یک ترانزیستور لازم است قدری راجع بهانواع دیود که در مطلب قبل به آنها اشاره کردیم داشته باشیم.
دیودهای سیگنال
این نوع از انواع دیودها برای پردازشسیگنالهای ضعیف - معمولا" رادیویی - و کم
جریان تا حداکثر حدود 100mA کاربرد دارند. معروفترین و پر استفاده ترین آنها که ممکن است با آن آشنا باشید دیود
1N4148است کهاز سیلیکون ساخته شده است و ولتاژ شکست مستقیم آن
0.7 ولت است. اما برخی ازدیود های سیگنال از ژرمانیم هم ساخته می شوند،
مانند OA90 که ولتاژ شکست
مستقیمپایینتری دارد، حدود
0.2 ولت. به همین دلیل از این نوع دیود بیشتر برای آشکار سازیامواج مدوله شده رادیویی استفاده می شود. بصورت یک قانون کلی هنگامی کهولتاژ شکست مستقیم دیوید خیلی مهم نباشد، از دیودهای سیلیکون استفاده
می شود. دلیلآن
مقاومت بهتر آنها در مقابل حرارت محیط یا حرارت هنگام لحیم کاری و نیز مقاومتالکتریکی کمتر در ولتاژ مستقیم است. همچنین دیود
های سیلیکونی سیگنال معمولا" درولتاژ معکوس جریان نشتی بسیار کمتری نسبت به نوع ژرمانیم دارند. از کاربرددیگری
که برای دیودهای سیگنال وجود دارد می توان به استفاده از آنها برای حفاظتمدار هنگامی که رله در یک مدار الکترونیکی قرار
دارد نام برد. هنگامی که رله خاموشمی شود تغییر جریان در سیم پیچ آن میتواند در دوسر آن ولتاژ بسیار
زیادی القا کندکه
قرار دادن یک دیود در جهت مناسب میتواند این ولتاژ را خنثی کند. به شکل اول توجهکنید.
استفاده
از دیود زنر برای تهیه ولتاژ ثابت
دیودهای زنر
همانطور که قبلا" اشاره کردیم
از ایندیودها برای تثبیت
ولتاژ استفاده می شود. این نوع از دیود ها برای شکسته شدن بااطمینان در ولتاژ معکوس ساخته شده اند، بنابراین بدون ترس می توان
آنها را در جهتمعکوس
بایاس کرد و از آنها برای تثبیت ولتاژ استفاده نمود. به هنگام استفاده ازآنها معمولا" از یک مقاومت برای محدود کردن
جریان بطور سری نیز استفاده می شود. بهشکل نگاه کنید به این طریق شما یک ولتاژ رفرنس دقیق بدست آورده اید. دیودهای زنر معمولا" با حروفی که در آنها Z وجود دارد نامگذاری میشوند مانند
BZX یا BZY و ... و ولتاژ شکست آنها نیز معمولا" روی دیود نوشته می شود،مانند 4V7 که به معنی 4.7 ولت است. همچنین
توان تحمل این دیود ها نیز معمولا" مشخصاست و شما هنگام خرید باید آنرا به فروشنده بگویید، در بازار نوع 400mW و 1.3W آنبسیار رایج است.
یکسو
ساز نیم موج با استفاده از یک دیود.
در مطلب قبل راجع به دیودهای
زنر و سیگنال صحبت کردیم و ضمنآوردن مثال، توضیح دادیم که این دیودها چگونه کار میکنند. حال در
ادامه این مجموعهمطالب
ابتدا به تشریح مختصر دیود های یکسو کننده میپردازیم. دیود هاییکسوساز
عموما" در مدارهای جریان متناوب بکار برده می شوند تا با کمک آنها بتوانجریان متناوب (AC) را به مستقیم
(DC) تبدیل
کرد. این عملیات یکسوسازی یا
Rectification نامیده
می شود. از مشهورترین این
دیودها می توان به انواعدیودهای
1N400xو یا 1N540x اشاره کرد که دارای
ولتاژ کاری بین 50 تا بیش از 1000ولت هستند و می توانند جریان های بالا را یکسو کنند. این ولتاژ،
ولتاژی است که دیودمی
تواند بدون شکسته شدن - سوختن - در جهت معکوس آنرا تحمل کند. دیودهاییکسوساز
معمولآ از سیلیکون ساخته می شوند و ولتاژ بایاس مستقیم آنها حدود 0.7 ولتمی باشد. یکسو سازی جریان متناوب با یک دیودشما می توانید باقرار دادن فقط یک دیود در مسیر جریان متناوب مانع
از گذر سیکل منفی جریان در جهتمورد نظر در مدار باشید به شکل اول دقت کنید که چگونه قرار دادن یک
دیود در جهتموافق،
فقط به نیم سیکل های مثبت اجاز خروج به سمت بار را می دهد. به این روشیکسوسازی نیم موج یا Half Wave گفته می شود.بدیهی
است برای بالابردن کیفیتموج
خروجی و نزدیک کردن آن به یک ولتاژ مستقیم باید در خروجی از خازن هایی با ظرفیتبالا استفاده کرد. این خازن در نیم سیکل مثبت
شارژ می شود و در نیم سیکل منفی درغیاب منبع تغذیه، وظیفه تغذیه بار را بعهده خواهد داشت.
یکسو
ساز تمام موج با استفاده از پل دیود.
پل دیود یا Bridge Rectifiersاما برای آنکه بتوانیماز نیمه منفی موج ورودی که در نیمی از سیکل جریان امکان عبور به
خروجی را ندارد،استفاده
کنیم باید از مداری بعتوان پل دیود استفاده کنیم. پل دیود همانطور که ازشکل دوم مشخص است متشکل از چهار دیود به یکدیگر
متصل می باشد. جریان متناوب بهقسمتی که دو جفت آند و کاتد به یکدیگر متصل هستند وصل می شود و خروجی
از یک جف آندو یک
جفت کاتد به یکدیگر متصل شده گرفته می شود. روش کار به اینصورتاست که در سیکل مثبت مدار دیودهای 1 و 2 عمل کرده و خروجی را تامین
میکنند و درسیکل
منفی مدار دیودهای 3 و 4 عمل می کند و باز خروجی را در همان وضعیت تامین میکند.
نماد و
شماتیک پیوندها در ترانزیستورها
در مطالب قبل بطور خلاصه راجع
به دیودها و ترانزیستورها وپیوندهای PN صحبت کرده مثالهایی از کاربرد اصلی انواع دیود ارائه کردیم. در اینقسمت راجع به گونه های ساده اولین ترانزیستورها
که از سه لایه نیمه هادی تشکیل شدهاند صحبت خواهیم کرد.بصورت
استاندارد دو نوع ترانزیستور بصورت
PNP و NPN داریم. انتخاب نامه آنها به نحوه کنار هم قرار گرفتن لایه های نیمه
هادی وپلاریته آنها بستگی
دارد. هر چند در اوایل ساخت این وسیله الکترونیکی و جایگزینی آنبا لامپهای خلاء، ترانزستورها اغلب از جنس
ژرمانیم و بصورت PNP ساخته می شدند امامحدودیت های ساخت و فن آوری از یکطرف و تفاوت
بهره دریافتی از طرف دیگر، سازندگانرا مجبور کرد که بعدها بیشتر از نیمه هادیی از جنس سیلیکون و با
پلاریته NPN برایساخت ترانزیستور استفاده کنند. تفاوت خاصی در
عملکرد این دو نمونه وجود ندارد و اینبدان معنی نیست که ترانزیستور ژرمانیم با پلاریته NPN یا سیلیکون با پلاریته
PNP وجود
ندارد.
نمای
واقعی تری از پیوندها در یک ترانزیستور که تفاوتکلکتور و امیتررا بوضوح نشان می دهد.
برای هریک از لایه های نیمه
هادی که در یک ترانزیستور وجود داردیک پایه در نظر گرفته شده است که ارتباط مدار بیرونی را به نیمه هادی
ها میسر میسازد.
این پایه ها به نامهای
Base (پایه) ، Collector (جمع کننده) و Emitter (منتشرکننده) مشخص می شوند. اگر به ساختار لایه ای یک ترانزیستور دقت کنیم
بنظر تفاوتخاصی
میان Collector و Emitter دیده نمی شود اما واقعیت اینگونه نیست. چرا که ضخامتو بزرگی لایه Collector به مراتب از
Emitter بزرگتر
است و این عملا" باعث می شود کهاین دو لایه با وجود تشابه پلاریته ای که دارند با یکدیگر تفاوت
داشته باشند. باوجود
این معمولا" در شکل ها برای سهولت این دو لایه را بصورت یکسان در نظرمیگیردند. بدون آنکه در این مطلب قصد بررسی دقیق نحوه کار یکترانزیستور را داشته باشیم، قصد داریم ساده ترین
مداری که می توان با یک ترانزیستورتهیه کرد را به شما معرفی کرده و کاربرد آنرا برای شما شرح دهیم. به
شکل زیر نگاهکنید.
مدار
ساده برای آشنایی با طرز کار یک ترانزیستور
بطور جداگانه بین E و C و همچنین بین E و B منابع تغذیه ای قرارداده ایم. مقاومت ها یی که در مسیر هریک از این
منابع ولتاژ قرار دادیم صرفا" برایمحدود کردن جریان بوده و نه چیز دیگر. چرا که در صورت نبود آنها،
پیوندها بر اثرکشیده
شدن جریان زیاد خواهند سوخت.
طرز کار ترانزیستور به اینصورتاست، چنانچه پیوند BE را بصورت مستقیم بایاس (Bias به معنی اعمال ولتاژ و
تحریکاست) کنیم بطوری که این پیوند PN روشن شود (برای اینکار کافی است که به این پیوندحدود 0.6 تا 0.7 ولت
با توجه به نوع ترانزیستور ولتاژ اعمال شود)، در آنصورت ازمدار بسته شده میان E و C می توان جریان بسیار
بالایی کشید. اگر به شکل دوم دقتکنید بوضوح خواهید فهمید که این عمل چگونه امکان پذیر
است. در حالت عادی میان E و C هیچ مدار بازی وجود ندارد اما به محض آنکه شما پیوند BE را با پلاریته موافق
بایاسکنید، با توجه به آنچه قبلا" راجع به یک پیوند PN توضیح دادیم، این
پیوند تقریبا" بصورت اتصال کوتاه عمل می کند و شما عملا" خواهید
توانست از پایه های E و C جریانقابل ملاحظه ای بکشید. (در واقع در اینحالت می توان فرض
کرد که در شکل دوم عملا" لایه PN مربوط به BE از بین می رود و بین EC یک اتصال کوتاه رخ می دهد.(بنابراین مشاهده می کنید که با برقراری یک جریان کوچک Ib شما میتوانید یک جریان بزرگ Ic را داشته باشید. این
مدار اساس سوئیچ هایالکترونیک در مدارهای الکترونیکی است. بعنوان مثال شما
می توانید در مدار کلکتور یکرله قرار دهید که با جریان مثلا" چند آمپری کار می
کند و در عوض با اعمال یک جریانبسیار ضعیف در حد میلی آمپر - حتی کمتر - در مدار بیس که
ممکن است از طریق یک مداردیجیتال تهیه شود، به رله فرمان روشن یا خاموش شدن بدهید .